مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

باز هم شنبه ای دیگر در راه است

شنبه ای که با خود هیجان می آورد

شنبه ای که با خود شور می آورد

شنبه ای که با خود انرژی و نور می آورد

شنبه ای که خبری خوش را با خود می آورد

خبر از پرواز،خبر از آواز

خبر از من و تو،خبر از گنجشکا

خبر از سپیدی شب و پایان هر چه سیاهی است و آغاز رو شنی

شنبه ای که نور ستاره و گرمای خورشید معنا ندارد

چون سر منشأ نور و گرما می آید

او می آید تا دوباره بگوید من وتو ما می شویم و آواز با هم بودن را سر دهد

ای کاش همیشه شنبه بود،چون شنبه ها او می آید

شنبه ها گوگوش می آید.

و این بار شنبه خبر آمدن گوگوش به نیویورک را می دهد شهر نور و ستاره به استقبال ستاره می رود تا از گرمای وجودش،سرما را فراموش کند

تندیس آزادی سر از پا نمی شناسد و شادمان است،چون می داند میزبان است بله میزبان،تندیس آزادی میزبان تنذیس عشق است

آزادی میزبان آزادی است،میزبان صدای جادویی آزادی و به این خاطر شهر را یک پارچه از گل پوشانده است که گلبانوی ترانه بار دیگر تاریخ ساز شود.

۷ و ۸ اکتبر هم گذشت و در خاطره ها جا گرفت و به راستی که چه خاطره شیرینی شد.

و از الان باید به انتظار ثبت خاطره ای دیگر باشیم که در ۲۱ اکتبر رخ می دهد و همه می دانیم که شاه ماهی بار دیگر چون همیشه ثابت می کند که خالق لحظه های ناب و خاطره های فراموش نشدنی است.

پس وعده ما ۲۱ اکتبر ۲۰۰۶ در نیویورک همراه با ستاره بی بدیل ایران زمین

گوگوش

از عشق گفتی، گفتم باهاتم،از مهر گفتی، گفتم باهاتم

از دوستی و دوست داشتن گفتی،گفتم باهاتم

از با هم بودن گفتی،گفتم باهاتم

از هرچی و هر کس گفتی،گفتم باهاتم ولی وقتی از گوگوش گفتی دیگه چیزی نتونستم بگم چون همه چیزایی که تا حالا می گفتی در وجود گوگوش خلاصه می شه

گوگوش عزیزم منتظر روزهای با شکوه شب آوازت هستم

تا ۷ و ۸ اکتبر ۲۰۰۶ دیگه چیزی نمونده کمتر از ۲ روزه دیگه به پرواز ترانه مانده است،پروازی که مدتها انتظارش را کشیدیم وبه راستی که این انتظار چه شیرین است.

وحال می توانیم این پرواز را شاهد باشیم بدون هیچ دغدغه و نگرانی چون گلبانوی ترانه،فرشته دانا،شاه ماهی گوگوش عزیزمون این پرواز را به سر منزل مقصود می رساند.

 

 با اینکه مدتی از این تاریخ گذشته ولی دیدم بد نیست به عنوان اولین یادداشت در وبلاگم دوباره یاد اون روزهارو گرامی بداریم به یاد ۲۹ جولای ۲۰۰۰ سر آغاز شکست سکوت شاه ماهی

160

 

 

 

شاه ماهی تولد دوبارۀ صدایت مبارک باد
انگار همین دیروز بود 29 جولای 2000 را میگویم یادتونه؟  که دوباره توانست صدایش را از حبس آزاد کند و بخواند. 6 سال گذشته 6سالی که به راحتی هم نگذشت  6سال سراسر از هیجان استرس والتهاب6 سالی که خیلی ها تلاش کردند تا دوباره جلویش را بگیرند ولی موفق نشدند وتیرشان چون همیشه بر سنگ نشست
آری می دانید از که می گویم از کسی که همیشه با خودش تحولی را آورده است از کسی که همیشه حرف اول را زده است بله از گوگوش می گویم از شاه ماهی هنر ایران زمین
بله او آمده بود که چون همیشه حرف اول را بزند و به خاطر این مهم 20 سال را سکوت کرده بود وصدا را در سینه حبس کرده بود بله 20سال که زمان کمی نیست خودش یک عمر است که همه می دانیم که این سالها چقدر به شاه ماهی سخت گذشت
گوگوش غریبی آشتا بود که همگان می شناختندش و دوستش داشتند.او از شهر غریب بی نشونی آمده بود او با اسب سفید مهربونی آمده بود او آمده بود تا دوباره هم صدا شویم و همه می دانستیم که با اومدنش انتظارها به پایان رسید و بهار از راه رسید و همه باور کرده بودیم که چه خوب دیدنش و چه خوب موندنش و چه خوب که این غبار ناشی از سفر را از تنش بزداییم
گوگوش آمده بود تا عشق را فریاد بزند و ناز را بنیاد کند
گوگوش آمده بود تا شهر خاموش دل هزاران عاشقش را پر آوازه کند و وقتی که آمد دیگر داشتیم نفس های آخر را می کشیدیم که با صدایش بی یقین جانی تازه گرفتیم و با او هم صدا و هم ساز شدیم
و امروز 29 جولای 2006 است و از آن اتفاق تاریخی 6 سال می گذرد 6 سالی که به گفته خود گوگوش هیچ کسان بسیار کوشیدند واز هیچ کاری دریغ نکردند تا دوباره جلوی صدای جادویی و جاویدانش را بگیرند ولی خوشبختا نه موفق نشدند و حالا او پس از 6 سال همچنان در بلندای آسمان پروازی در اوج دارد وبا شادی و سرمستی ترانه هایش را در آسمان عشق هزاران عاشقش می خواند
و شاه ماهی بار دیگردراین 6سال ثابت کرد که همچنان شاه ماهی است که به تور هیچ صیادی گرفتار نمی شود
بله او می خواند او از قصه دو ماهی و دو پنجره می خواند از پل و هجرت می خواند از مخلوق می خواند و از غرور کوه می گوید و از هزاران هزار ترانه ای که دنیا خاطره است و تا به امروز که آخرین خبر را از آی مردم مردم وچله نشین ودلکوک و با هم بودن و خوبه خوب و... می دهد
به امید روزی که همه با هم همراه با گوگوش عزیزمون ترانۀ آزادی را در خاک اسیر بخوانیم
شاه ماهی عزیز تولد دوباره صدایت را با تقدیم هزاران شاخه  گل سرخ شاد باش می گوییم

وای عزیز تر از جان باز هم می گویم بخوان و همچنان بخوان تا اوج بلند آسمان ها
ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن

باز می آییم که مثل هر روز برامون دونه بپاشی
من و گنجشکا می میریم تو اگه خونه نباشی
 
با گوگوش بهارم
بی گوگوش شوره زارم
و در انتها از پروردگار به خاطر آفرینش گوگوش بی نهایت سپاسگذارم