Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

خونُ از نقاشی بردار گلای آبی بکش!!!

 

عطر آبی را استشمام کردیم

با او مست شدیم

کاممان را شیرین کردیم با شهد شیرین چون عسلش

در برابرش سر فرود آوردیم

که این زیبایی را تا به حال ندیده بودیم جز در یاس ها و نسترن ها

ترانه ای دیگر خلق شد و ما را به سرزمین ترانه برد

سرزمینی که اگر واردش شوی دیگر بیرون آمدن از آن ساده نیست

اما قبل از ورود به این سرزمین باید یادت باشد دلت را صیقل بدهی از هر چه نا پاکی است و وجودت را در آبِ آبی بشویی

بار دیگر گلبانو به کمک یاران و همراهان حقیقی ترانه ای آفرید

ترانه ای از جنس دیگر،ترانه ای که می خواهد به ما یادآوری کند عشق را به گونه ای دیگر و به رنگ دیگر هم می توان جستجو کرد

آری رنگ دیگر

رنگ صلح

رنگ آبی عشق

گلبانو در آبی به ظرافت هر چه تمام از صلح می گوید از صلحی که همه آرزویش را داریم

و در آبی گوگوش بار دیگر سنّت شکنی می کند و این بار عشق را در رنگ آبی جستجو می کند

در این ترانه شعر و موسیقی به زیبایی در اختیار هم قرار گرفته اند تا پیام صلح خود را به گوش همه برسانند و گوگوش چه زیبا این پیام را نت ب نت فریاد می زند.

گوگوش در این ترانه پیام خود را گویی با نا امیدی آغاز می کند انگار فکر می کند کسی به پیامش توجهی نمی کند با اینکه در ابتدای ترانه لبخند بر لب دارد ولی با اندوه نگاهمان می کند و غم را به خوبی در صدایش حس می کنیم ولی از آن جایی که قسمت دوم ترانه آغاز می شود ما به صدای دیگری روبرو می شویم

در آن جا که می گوید رنگ چشم مهتاب،رنگ آبی عشق این قسمت دو بار تکرار می شود و موزیک در ای قسمت به اوج خود می رسد و با آبی شدن آسمان گویی تمام ابرهای سیاه کنار می رود،خون کنار می رود و جای خود را به گلهای آبی می دهد و وقتی که گوگوش فریاد می زند اگه تو جوی کوچه آبِ سیاه آبی بشه می توان امید به صلح را کاملاً در صدایش تشخیص داد

و با اینکه آن لبخند اولیه را بر لب ندارد اما در صدایش آرامشی وجود دارد که شنونده را مسحور خود می کند

و از این به بعد امیدوار می شویم که در جهان خون و خشونتی وجود نداشته باشد 

بار دیگر با آبی عاشق شدیم

و ما هم که دل سپرده و گروگان محض عشق

پس این عشق جدید را با تمام وجود می پذیریم

و به این خاطر که همیشه عاشقیم

از کسی که عشق را یادمان داد سپاسگذاریم

از گوگوش سپاسگذاریم که با هر اثر جدیدش عاشق شدن را به ما یاد می دهد و این اجازه را به ما می دهد که عشق را تجربه کنیم

 قلمُ بردار یک عشق بکش

خونُ از نقاشی بردار گلای آبی بکش

زهُ از کمون بکش

زندونُ تو آسمون آبی بکش

زندونُ تو آسمون آزاد بکش